سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرگاه خداوند، بنده ای از امّتم را دوست بدارد، محبّتش را در دل های برگزیدگانش، در جان های فرشتگانش و ساکنان عرشش می افکند، تا دوستش بدارند . به حقیقتْ چنین کسی، دوستدار خدا است . خوشا به حالش! و اورا در روز قیامتْ نزد خداوند، حقّ شفاعت است . [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 
چهارشنبه 99 دی 24 , ساعت 11:51 عصر

مقابله با ورم پستان از طریق تمهیدات و تدابیر تغذیه ای

 

ورم پستان در حال تداوم  ایجاد مشکل برای تولید کنندگان شیر می باشد، بطوری که 15 تا 20 درصد گاوهای جهان درگیر ورم پستان هستند. نظر ما در مقاله حاضر جستجوی راههای مقابله با این مشکل با استفاده از تمهیدات بکار رفته در جیره غذای دام است.

ورم پستان موجب ضرر های اقتصادی بدلیل هزینه های درمانی ، ازدست رفتن کارتیه،  تلف شدن دام، و بویژه دورریختن شیر می شود. تدابیر مدیریتی می توانند تاثیر زیادی در پیشگیری از ورم پستان داشته باشند. به هر حال ، شواهد رو به تزایدی وجود دارند مبنی بر اینکه تغذیه دام می تواند اثر مهمی بر سامانه ایمنی داشته و از این رو بر نرخ آلودگی و شدت ورم پستنان اثر بگذارد. مقاله حاضر مروری است بر عوامل تغذیه ای مورد توجه  برای کنترل ورم پستان.  

enlightenedتغذیه بطور معنی داری بر سامانه ایمنی تاثیر گذار بوده و از این جهت نرخ آلودگی و شدت ورم پستان را تحت تاثیر قرار می دهد.  

تغذیه با سیلو و علوفه خشک

سیلوی کم کیفیت بطور منفی بر سامانه ایمنی دام تاثیر گذار است. پروتئین ها و قند های  بیش حرارت دیده  ممکن است که یاخته های خونی محافظ پستان را نابود سازند. گاوهایی که از علوفه و غلات تغذیه می کنند مقاومت بیشتری بر علیه عوامل بیماری زای متعدد  در مقایسه با گاوهایی دارند که از سیلوی کم تخمیر یافته استفاده کرده اند. 

سودوموناسها و پروتئوسها  حتی در دماهای بالای تولید شده در سیلو قادرند زنده بمانند. سیلوی آلوده با این میکروبها  ممکن است بعداً منبع ورم پستان شوند. حتی علوفه کپک زده و سموم قارچی نیز ممکن است یاخته های سفید خونی را تخریب نموده و از این رو سامانه ایمنی را تضعیف نمایند.

enlightenedنسبت نامناسب کلسیم به فسفر  در جیره های غذایی  منجر به بروز مشکلاتی چون تب شیر در گاوهای زایمان نموده می شود . گاوهای مبتلا به تب شیر 8.1 بار بیشتر احتمال ابتلا به ورم پستان داشته  و 9 بار بیشتر احتمال درگیری با ورم پستان کلی باسیلی را دارند 

یونجه و دیگر بقولات:

بقولات ، بویژه یونجه دارای ترکیبات استروژن زای بالایی بوده که غلظت آنها بسته به میزان رسیدگی گیاه متفاوت می باشد.چرخش این بقولات در سیلو ، ویژگی های استروژنی را که مسئول بروز ورم پستان است ، کاهش نمی دهد. اخذ مقادیر زیاد بقولات استروژن زا ، توسعه پیشرس بافت پستانی را ترغیب نموده و همچنین میزان وقوع ورم پستانهای محیطی را افزایش می دهد.

انرژی جیره غذایی:

تصور می شود که گاوها مبتلا به ورم پستان بایستی کمتر از کنسانتره ها تغذیه نمایند. در یک مطالعه انجام شده بر روی 1038 مورد گاو در شیرواری اول و 572 گاو با شیر واری های متعاقب ، گزارش شده زمانی که جیره های غذایی حاوی 25درصد کنسانتره در مقایسه با 40 کنسانتره هستند ، میزان وقوع ورم پستان 7درصد در مقایسه با 36 درصد برای گاوهای شیروار اول  و 19درصد در مقایسه با 37 درصد برای دیگر گاوها است. همین مطالعه همچنین سطوح انرژی مختلف در جیره های غذایی را مورد مقایسه قرار داده است. یک جیره غذایی با محتوای انرژی بالاتر شانس ابتلا به ورم پستان را در گاوهای شیروار اول افزایش داده در حالی که در مورد گاوهای خشک اثری مخالف دارد.

مکمل پروتئین:

پاسخ ایمنی می تواند شامل تولید پادتن و تکثیر یاخته ای باشد که هر دو مورد نیازمند پروتئین هستند. در تایید این دیدگاه زمانی که گاوهای آلوده تحت تجویز گلوتامین به میزان 300گرم روزانه قرار می گیرند اثرات مفیدی بر عملکرد ایمنی  مشاهده می شود. به هر حال  پذیرفته شده که کمبود پروتئین کوتاه مدت بوده  زیرا که ، دریافت پروتئین توسط گاوها  می تواند به سهولت بواسطه افزایش غلظت پروتئین جیره غذایی جبران گشته و ذخایر ناپایدار پرو تئینی بدن به سرعت تخلیه گردند  و زمانی که این ذخایر به اتمام رسیدند ، تولید شیر  به منظور جبران پروتئین  کاهش می یابد.

enlightenedآینده تغذیه گاو شیری و ابداعات نوپدید به انتهای جالب توجهی رسیده بطوری که فرصت بازتاب بر وضعیت های جاری واقعی صنعت گاو شیری و برآورد های آینده بازار را مهیا ساخته و اجازه  گمانه پردازی های  مهیجی را در خصوص ابداعات  نوپدید تغذیه ای گاو شیری را می دهد.

نسبت کلسیم به فسفر:

نسبت کم کلسیم به فسفر در جیره های غذایی منجر به بروز مشکلاتی چون تب شیر  در زمان تولد گوساله های می شود. اگر جیره غذایی کمبود کلسیم داشته باشد ، تا 50درصد دامها چند ساعت پس از زایمان  دچار ورم پستانی کلی فرمی خواهند شد. این کاهش کلسیم خون که در طی دوره خشکی  ایجاد شده عموماً ناشی از کاهش نسبت کلسیم به فسفر در جیره غذایی است.

مواد معدنی کم مقدار:

سلنیم: غنی سازی جیره های غذایی گاوها میزان وقوع و شدت ورم پستان را به دلیل اثرات آنزیمهای پاد اکسایشی وابسته به سلنیم معین که مانع از آسیب های اکسایشی درون و بیرون یاخته  ای غدد می شوند، کاهش می دهد.  تصور می شود که مقادیر بالای سلنیم بدون ویتامین E بدلیل بروز اثر سمی مفید نیست. 

تجویز سلنیوم به میزان 16 میلی گرم روزانه منجر به  سطوح  بالایی از ورم پستان می شود مگر مکمل ویتامین E همزمان تجویز شده باشد. 

روی:  عنصر روی یکپارچگی پوست را تثبیت می نماید، بنابر این از ساختار غده پستان که اندامی مشتق از پوست می باشد محافظت بعمل می آورد. همچنین این عنصر نقش مهمی را در شکل گیری یاخته های لنفی نوع تیموسی(T) و نوع بورسی(B) که اصلی ترین اجزای یاخته ای پاسخ ایمنی اکتسابی هستند ، بر عهده دارد. در وضعیت افت روی میزان وقوع ورم پستان افزایش یافته و شمار یاخته های پیکری درشیر که بعنوان منبع رادیکالهای آزاد و بنابر این تنش اکسایشی عمل می نماید ، افزایش می یابد. سطح توصیه شده مکمل های روی برای گاوهای شیری 40 تا 60 میلی گرم روزانه  در ماده خشک می باشد.

مس:  برای گاو های  شیروار مکمل های حاوی مس به میزان 11 میلی گرم برای هر کیلوگرم توصیه می شود. مس بعنوان بخش مهمی از سامانه های آنزیمی دخیل در محافظت از یاخته ها در برابر اثرات سمی محصولات سوخت و ساز  اکسیژنی در طی روند بیگانه خواری مورد توجه می باشد. همچنین مس شدت نشانه های بالینی ورم پستان کلی باسیلی را کاهش داده  ولی طول دوره ورم پستان ممکن است تحت تاثیر واقع نشود.  

enlightenedپژوهش: شمار تفریقی یاخته های پیکری (DSCC) روشی عملی در مدیریت ورم پستان می باشد. مطالعات نشان داده که با جستجوی دقیق  نحوه توزیع یاخته ها در نمونه های شیر  عفونت های پستانی 18 درصد بیشتر در مقایسه با تنها شمارش یاخته های پیکری (SCC) قابل شناسایی می باشند.

ویتامین ها

ویتامین A : زمانی که گاوها با ویتامین A  به میزان حدوداً 70000 واحد روزانه مکمل درمانی می شوند ، اثرات مثبتی بر روی عملکرد نوتروفیل ها و لنفوسیتها مشاهده می گردد. همچنین ویتامین A در روند تثبیت سلامتی  بافت پوششی  حائز اهمیت بوده و نقشی حیاتی در یکپارچگی و پایداری سطوح مخاطی بر عهده دارد. 

ویتامین C : اگر چه ویتامین C یک ماده مغذی برای گاو های شیری محسوب نمی شود ، برخی از داده ها این فرضیه را مطرح می نمایند که  ویتامین C مرتبط با ورم پستان است ؛ و آن اینکه ، گاوهایی که از ورم پستان رنج می برند دارای غلظت هایی پایین ویتامین C در پلاسما و شیر بوده اند. ویتامین C موجب مهار روند پراکسیداسیون چربی ها شده و بعنوان یکی از مهمترین فرایند های  دفاعی  پاداکسایشی در مقابل آسیب های اکسایشی عمل می نماید. بنابر این تجویز ویتامین C  به گاوها بصورت زیر جلدی  یا داخل عضلانی می تواند ارزش درمانی در ورم پستان داشته باشد .

ویتامین E: به خوبی شناخته شده ترین اثر ویتامین E بر روی ورم پستان تاثیر آن بعنوان یک عامل پاداکسایشی  یاخته ای محلول  و سپور رادیکال های آزاد می باشد، که نقش حفاظتی در برابر فرآیند پراکسیداسیون چربی داشته و پاسخ های التهابی و تنش اکسایشی در طی ورم پستان را کاهش می دهد. اغلب موارد بالینی ورم پستان در طی نخستین ماه شیرواری محقق گشته و در مرحله خشکی منشاء می گیرند. بنابر این تثبیت سطح بهینه ویتامین E بواسطه تغذیه از علوفه سبز تازه ، علوفه انباری نشده، عامل مهمی در مدیریت گاوهای خشک بوده و سلامتی و یکپارچگی پستان را بهتر می نماید.

enlightenedجیره های غذایی بدرستی متعادل شده نقشی کلیدی در تغذیه گاوهای شیری دارند. جیره های متعادل کلیدی برای تهیه علوفه زمستانه بوده و مهمترین جنبه کارایی شکمبه و کارایی گاو شیری تلقی می گردند.   

نکات قابل توجه:

جیره غذایی نه تنها اثری مستقیم بر عملکرد ایمین دام دارد  بلکه همچنین می تواند  بطور مستقیم از طریق تاثیرش بر دیگر بیماری ها حساسیت گاو ها را به ورم پستان افزایش دهد. برخی از جیره های غذایی می توانند زمانی که کمبوی مازادی در جیره انتقالی وجود دارد سبب القای یک یا چند بیماری سوخت و سازی شوند. بعنوان مثال نشان داده شده که تب شیر موجب کندی بسته شدن دریچه حلقوی سرپستانک شده و از این رو پستان را بیشتر مستعد تهاجم میکروبی می نماید. گاوهای مبتلا به تب شیر 8.1 بار بیشتر احتمال ابتلا به ورم پستان داشته  و 9 بار بیشتر احتمال درگیری با ورم پستان کلی باسیلی را دارند. همچنین  ورم پستان ملازم با کتوز و جفت ماندگی بوده  و نشت چربی کبدی روند پاکسازی ایشرشیاکلی را از غده پستانی گاو  کند تر می نماید.  بیشتر این مشکلات بیماری از طریق تغذیه صحیح  و تمهیدات مدیریتی درست نهایتاً به کنترل ورم پستان کمک می نمایند.



شنبه 99 دی 13 , ساعت 8:37 عصر

 

تاریخچه : یک سگ نژاد آمیخته نر عقیم شده به دلیل سرفه های خونی خونی به درمانگاه ارجاع گردیده. حیوان چند ساعت پیش از تظاهراختلال  ضعیف بوده و دچار سرفه خونی شده. نشانه هایی چون استفراغ ، و اسهال دیده نشده و تغییر در جیره غذایی نیز وجود نداشته. بیمار تنها حیوان همدم  خانه بوده و در حیاطی  محصور نگهداری می شود. حیوان جدیداً واکسن دریافت نموده و لی هیچ گونه درمانی نگرفته است.

معاینه بالینی :  پرده های مخاطی در معاینه صورتی کم رنگ بوده ، زمان پرشدن مویرگی 1.5 ثانیه می باشد. مقداری خون در حفره دهانی دیده می شود. صداهای قلبی عادی بوده و سرعت تپندگی قلبی 140 تپش در دقیقه می باشد، ضربانات قلبی قوی هستند. پرتپندگی خفیف  همراه با صداهای مالشی ریوی بطور دو طرفی قابل سمع می باشد.  در طی انجام آزمایش سگ شروع به سرفه نمود ، صدای سرفه مرطوب و همراه با پرتاب خون بود. در معاینه راست روده ای مدفوع عادی مشهود بوده  و دیگر معاینات بالینی در نشانه غیر معمولی را مشخص ننمود.

تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی : ارزیابی فروتی  خونی  نشانگر وجود شمار کافی پلاکت ها بوده( حدوداً 250000 در هر میکرولیتر)؛ ریخت شناسی و تعداد گویچه های سرخ و سفید  خونی  در حد معمول می باشد. حجم فشرده یاخته های خونی 30% بوده و کل ماده خشک 6گرم در دسی لیتر می باشد.

دیگر ارزیابی های آزمایشگاهی: اکسیژن سنجی نبضی میزان اشباع هموگلوبین با اکسیژن را 96% در هوای اطاق تعیین نموده.  پرتونگاره های سینه ای نشانگر یک الگوی حبابچه ای ناهمگون نامتقارن و میزان اندگی نشت جنبی است(تصویر ). نظر به اینکه پرتونگاره ها ضایعه ریوی خاصی همچون  غده سرطانی  را نشان نمی دهد ، آزمایشهای اضافه دیگر لازم می باشد. 

شمارش کامل یاخته های خونی و نمایه های زیست شیمیایی خونی در محدوده معمول بوده و تنها یک کم خونی خفیف وجود دارد. زمان پروترومبین(PT  ) به میزان زیادی طولانی شده و زمان فعال شدن جزئی ترومبوپلاستین (aPTT) بطور متوسط طولانی شده.

 

 


یکشنبه 99 دی 7 , ساعت 6:56 عصر


گاو های جرزی در تحت شرایط گرمای محیطی


تنش زا، دارای فلور میکروبی متفاوتی هستند. 

 


امروزه تغییرات آب و هوایی اصلی ترین چالش پیش روی ما است . اصلی ترین پیآمد این مقوله افزایش پایا و بی وفقه دمای محیط بوده که موجب تحمل تنش حرارتی زیاد برای گاو ها شده که بطور منفی و جهانی بر تولید آنها تاثیر می گذارد. صنعت گاو شیری نیازمند راهبرد های جدیدی  به منظور ارتقای دامهایی است  که بهتر می توانند از عهده این تغییرات برآیند. زمانی که دمای محیط افزایش می یابد یاخته های عصبی پیامهایی را به هیپوتالاموس ارسال داشته  و سبب کلید خوردن  پاسخ های فیزیولوژیک، کالبد شناختی و رفتاری در گاوها به منظور پایش تعادل دمایی می شوند. هدف گذاری این پاسخ ها در جهت ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی (گوارشی، سوخت و سازی و هورمونی) ، کاستن از اخذ غذا، تولید شیر و کیفیت آن  بوده و همچنین بدرجاتی منجر به سرکوبی ایمنی می شوند.  بنابر این افزایش دمای محیط موجب افزایش هزینه های تولید و کاهش بهره وری دامداری می شود. اغلب نژادهای شیری ، هلشتاین و جرزی به لحاظ توارثی بیشتر با آب و هوای سرد سازگاری دارند. امروزه این نژادها در سرتاسر جهان در انواع شرایط آب و هوایی پخش شده اند ، چنانکه در برخی نواحی با تنش های گرمایی زیادی مواجه هستند. بطور عمومی گاوهای هلشتاین شیر بیشتر تولید نموده و نسبت به تغییرات دمایی ، رطوبتی ، جریان هوا و اشعه آفتاب حساستر هستند. گاوهای جرزی رخنمای تولیدی متفاوت با تولید شیر کمتر اما پروتئین و چربی بیشتر دارند.  مطالعات قبلی نشان داده که گاوهای هلشتاین 97 درصد از تولید معمول خود را در زمانی که دمای محیط 29 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 40درصد است محقق می سازند. از طرفی دیگر گاوهای جرزی در شرایط فوق به 93% تولید خود نزول یافته ولی در هنگامی که رطوبت نسبی به 90% افزایش می یابد  میزان تولید در مقایسه با وضع معمول  در گاوهای هلشتاین 65%  و در گاوهای جرزی 75% می شود. مطالعات دیگر سازگاری آب و هوایی بهتر گاوهای جرزی  به گرما را در مقایسه با گاوهای هلشتاین و روند تولید پایدارتر در آنها را توصیف نموده اند .تفاوتهای توارثی بین هر دو نژاد بطور کامل اختلافات  فیزیولوژیکی آنها را به خودی خود توضیح نداده این گمان را مطرح می سازد که ممکن است عوامل دیگری  همچون تفاوت در فلور میکروبی شکمبه موجود باشد. در یک مطالعه تغییرات فلور میکروبی شکمبه  گاوهای هلشتاین و جرزی که در معرض تنش حرارتی بوده اند مورد بررسی قرار گرفته. در واژه فلور میکروبی(میکروبیوم) منظور ما تمامی جنس های  جمعیت میکروبی موجود در شکمبه گاوها است. این بررسی در جستجوی تفاوت شاخص های عملیاتی  و محصولات سوخت و سازی  فلور میکروبی شکمبه  از طریق تجزیه و تحلیل های فرا ژنومی (آزمایش مواد توارثی میکروبی) و تابلوی محصولات سوخت و سازی(متابولومیک: مطالعه فرایند های زیست شیمیایی  که در آن محصولات سوخت و سازی دخیل هستند) بوده. فرضیه اصلی در این مطالعه این بوده که  دمای محیطی فلور میکروبی شکمبه را تغییر می دهد که متعاقباً می تواند مقاومت در برابر تنش حرارتی را در هر دو نژاد تحت تاثیر قرار دهد. دو گروه از گاوهای هلشتاین و جرزی انتخاب شده و در تحت شرایط تجربی پایداری در جایگاههایی دارای سیستم تهویه ای  با جیره غذایی مخلوط بصورت آزاد  طی گرمترین ماه های سال(اردیبهشت تا مرداد) قرار گرفته اند . تنش حرارتی بر اساس شاخص رطوبت- دما (THI  ) ، دمای راست روده ای و سرعت تنفسی ارزیابی گردیده . نمونه های مایع شکمبه ای به منظور استخراج DNA   میکروبی از میکروبهای شکمبه  و تعیین توالی ژنی سویه ها اخذ می گردید.          

گاوهای هلشتاین در مقایسه با گاوهای جرزی به دمای محیطی حساس تر بوده ، اختلاف های معنی داری در محصولات سوخت و سازی  و مسیر های مربوطه هر دو نژاد مشهود بوده. تفاوتهای طبقه بندی و توارثی نیز در باکتری های موجود در شکمبه هر دو گروه  شناسایی گردیده.  در تحت شرایط تنش حرارتی (THI=87.5  ) ، گاوهای هلشتاین سرعت تنفسی بالاتری (98.4  چرخه در دقیقه) نسبت به گاوهای جرزی(81.8 چرخه در دقیقه) در مقایسه با شرایط معمول داشته اند(THI=69.6  ). علاوه بر این دمای راست روده ای در گاوهای هلشتاین افزایش یافته (39.8)ولی در گاوهای جرزی نه(38.7) . نتایج فوق نشان می دهد که گاوهای هلشتاین در مقایسه با گاوهای جرزی به دمای محیطی حساس تر هستند. محتوای فلور میکروبی شکمبه ای در هر دو نژاد متفاوت بوده. صرف نظر از تنوع میکروبی ، این نتایج حاکی از آن است که تنش حرارتی هر دو نژاد را بطور مستقل  متاثر نموده ، بطوری که  تغییرات  محتوای فلور میکروبی شکمبه در زمان مواجه با تنش حرارتی مشاهده می شود واین تفاوتها میان  دونژاد معنی دار  است. کارآیی فرایند های سوخت و سازی میکروبی شکمبه بطور نزدیکی در ارتباط با تولید گرما در شکمبه بوده و این تولید گرما می تواند بطور غیر مستقیم  از طریق رشد باکتریایی مورد تخمین واقع شود. واکنش میان کارآیی فرایند های سوخت و سازی میکروبی( شامل  تولید متان و گرما) در شکمبه هنوز بدرستی شناخته شده نیست، اما این احتمال وجود دارد که پاسخ های سوخت و سازی ناکارآمد باکتری های شکمبه فرآیند تولید گرما در گاوهای هلشتاین تحت شرایط تنش گرمایی را تشدید نماید.

نتیجه گیری:

این مطالعه نتیجه می گیرد که گاوهای جرزی پاسخ تنش حرارتی متوسطی در مقایسه با گاوهای هلشتاین نشان داده و این امر می تواند ناشی از وجود تفاوت در محتوای فلور میکروبی شکمبه باشد. این تفاوتها در فلور میکروبی شکمبه  مربوط به گونه های معین باکتریایی بوده  که می توانند منبع مولد گرما در گاوهای هلشتاین باشد. گاوهای جرزی تغییرات بسیار آشکاری را در گونه های باکتریایی و فراوانی عملیاتی توارثی نشان داده  که آنها را به سهولت سازگار با تغییرات آب و هوایی می نماید.

Reference

Kim Dong-Hyeon, Kim Myung-Hoo, Kim Sang-Bum, Son Jun-Kyu, Lee Ji-Hwan, Joo Sang-Seok, Gu Bon-Hee, Park Tansol, Park Beom-Young, Kim Eun-Tae.

 Differential dynamics of the ruminal microbiome of Jersey cows in a heat stress

environment, Animals. 2020 Jul; 10(7):1127-1135.

 

 

 

 

 

 

 


سه شنبه 99 دی 2 , ساعت 9:56 عصر

نقش مکمل کولین محفوظ ازشکمبه در گاوهای شیری مرحله گذار.

 


 

روشن شده که تقریباً در50% گاوهای مرحله گذاربروز کبد چرب بر عملکرد کبدی تاثیر داشته و متعاقباً موجب آسیب دیدگی آن می شود. به دلیل  نقش حیاتی یاخته های کبدی در فرآیند های سوخت و سازی طی دوره گذار معلوم شده که کبد چرب به سلامتی و کارآیی گاو آسیب می رساند. بنابر این تلاش های متعددی به منظور توسعه تدابیری که این نشانگان را تخفیف دهد اجرای گردیده. یک مورد عبارت از غنی سازی جیره غذایی با کولین محفوظ ازشکمبه بوده که ترکیب کلیدی لیپوپروتئین های مسئول انتقال لیپید های کبدی است. بر این اساس گاوهای شیری که این نوع مکمل را دریافت می نمایند تجمع لیپید های کبدی در آنها کاهش یافته  و تولید شیر و سلامتی در آنها  در مقایسه با گروهایی که این مکمل را دریافت نکرده اند بهبود می یابد. گاوهای شیری در مرحله گذار تغییرات فیزیولوژیکی متعددی را که بر عملکرد های ایمنی و تولیدی تاثیر گذار است تجربه می نمایند. یک مثال از این دست تغییرات، واکنش مرحله حاد می باشد که در پاسخ به تنش ، ضربه، و ضایعات ملازم با زایمان و آغاز مرحله شیرواری با هدف اعاده هم ایستایی فعال می گردد.بخش اصلی واکنش مرحله حاد عبارت از روند تولید پروتئین های مرحله حاد همچون هاپتوگلوبین  توسط کبد است ، پروتئینی که مانع از اتلاف آهن شده و دارای اثرات توقف رشد باکتری است.   بنابر این به نظر می رسد واکنش مرحله حاد و محصولات کبدی آن به منظور اعاده روند طبیعی هم ایستایی  متعاقب زایمان و شروع شیرواری ضروری است.  بر اساس این علت وجودی فرضیه ما بر این امر استوار است که استفاده از مکمل های کولین محفوظ از شکمبه در گاوهای شیری  موجب افزایش روند تولید هاپتوگلوبولین کبدی در طی مرحله گذار شده ، بطوری که ممکن است  به توضیح فواید سلامتی و تولیدی ملازم با مصرف کولین محفوظ از شکمبه کمک نماید.  بنابر این هدف این بوده تا پراسنجه های سوخت و سازی و تولید شیر در گاوهای تحت درمان با مکمل های حاوی کولین محفوظ از شکمبه و فاقد آن پیش از زایمان و در طی ابتدای شیرواری مورد مقایسه قرار گیرد. 

 


جمعه 99 آذر 28 , ساعت 8:53 عصر

 

انسداد حاد نای ملازم با مسمومیت با جونده کشها در یک سگ.

یک سگ ماده عقیم شده 5 ساله یورکشایر بصورت فوریتی به منظور مدیریت اختلال تنفسی حاد به درمانگاه ارجاع داده شده.تا به دلیل شروع ناگهانی تقلای تنفسی به جهت کلاپس نایی بارز درصورت ممکن سند درون نایی دریافت نماید، حیوان دچار اختلال تنفسی فوق حاد است که پیشنهاد شده اقدامات جراحی سریعاً شروع شود. حیوان هیچ تاریخچه ای از سرفه یا اختلال تنفسی ندارد. در معاینه بالینی یک نای سوت (استریدور) قابل سمع بوده و همچنین یک صدای خس خس و تلاش جهت تخلیه گلو وجود دارد. اقدام به اخذ پرتونگاری سینه شده.

 

در تصویر پرتونگاره کاهش بارزی در قطر کلی نای تا ناحیه کارینا(محل دوشاخ شدن نایی با پیکانهای آبی مشخص شده)، بزرگی بارز پرده میان سینه ای (در حالی که حیوان اضاف وزن ندارد، با پیکانهای قرمز مشخص شده) منفذ جزئی بین قطعه ای و جدا شدگی قطعات ریوی قفسه دنده ای ( پیکانهای زرد رنگ) کدورت مختصر ریه ها بطور سری.

 

تشخیص تفریقی کاهش قطر نای شامل موارد زیر می باشد: تصویر برداری با خم ساختن یا بیش کشیدگی گردن ، کم دشتاری (هیپوپلازی) نایی، روی هم خوابیدگی نای، توده های برون و درون نایی ، جسم خارجی درون مجرایی نایی، یا ضخیم شدن کردن و دیواره نایی .

در این مورد ایجاد یک تغییر بواسطه تغییر موقعیت خط گردنی به فوریت شدت تنگ شدگی و آسیب ها را حذف نمود. شروع ناگهانی آسیب ، نژاد و سن حیوان نیز کم دشتاری مادرزادی را تایید نمی کرد. روی هم خوابیدگی وضعیتی مزمن است و روی هم خوابیدن غضروفها پویا بوده ، عموماً بستگی به مراحل تنفسی داشته و بر خلاف نواحی برون سینه ای درطی همان مرحله در نواحی درون سینه ای متفاوت است. لذا این پندار نیز رد می شود. ظاهر همگن کلی بدون اثر توده ای توجه را به جسم خارجی یا توده ای دیگر جلب نمی کرد. نهایتاً ضخیم شدگی عمومی غشای نایی محتمل ترین فرضیه مورد نظر است. این ضخیم شدگی اگر چه در طی التهاب اهمیت ندارد ، ولی ممکن است در طی خونریزی ثانویه ناشی از اختلالات انعقادی قابل توجه باشد(معمولاً در مسمومیت باجونده کش ها). وجود ضایعات ریوی همزمان و شواهدی مبنی بر نشت خفیف مطابق و سازگاربا خونریزی متعدد است. آزمون خون انجام شد و نشانگر کم خونی غیر زادگر(non-regenerative ) میزان هماتوکریت 22% بوده و زمان انعقاد به روشنی افزایش یافته بود. زمان پروترومبین بیش از 100 ثانیه و زمان سفالین بیشتر از 300 ثانیه بود. این مورد در واقع مسمومیت با سم جوند کش بود که توسط صاحب حیوان نیز تایید شد.

اقدامات انجام شده عبارت بودند از : تزریق ویتامیت کا یک (5 میلی گرم برای هر کیلوگرم وزن حیوان) بصورت زیر جلدی و متعاقباٌ بصورت خوراکی به میزان 2.5 میلی گرم برای هر کیلوگرم وزن حیوان هر 12 ساعت . انتقال پلاسما (پلاسمای منجمد تازه) برای 2 ساعت با سرعت تجویز 20میلی لیتر برای هر کیلوگرم در هر ساعت. بلوس های آسپرومازین، بوتروفنل هر 4 ساعت به میزان 0.2 میلی گرم برای هر کیلو وزن حیوان. وضعیت حیوان در طی انتقال پلاسما بدتر شد که لازم شده سند درون نایی در تحت شرایط بیهوشی و چند ساعتی با حمایت دستگاه تهویه به منظور کنترل تنفس در نای جایگزاری شود تا بدین ترتیب قطر نای بطور کافی تثبیت گشته و منتظر شدیم تا خون ریزی متوقف گردد. به محض به هوش آمدن حیوان وضعیت تنفسی تثبیت گردید بود، درمان اکسیژنی تا 24 ساعت دیگر ادامه یافت که متعاقب بود با میل به خوردن تدریجی شیر. حیوان 48 ساعت بعد پس از اطمینان از زمان انقعاد عادی به صاحب حیوان عودت داده شد. پس از یک هفته پرتونگاری از حیوان بعمل آمد که حاکی از رضایت بخش بودن قطر نایی بود و تصویر پرده میان سینه ای نیز عادی بود. تصویر 2

 

 

 

 


 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ