سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
خدا را در هر نعمتى حقى است ، هر که آن حق از عهده برون کند خدا نعمت را بر او افزون کند و آن که در آن کوتاهى‏روا دارد خود را در خطر از دست شدن نعمت گزارد . [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 98 بهمن 27 , ساعت 8:57 صبح

 

 

دورنما: دونوع از بیماران زهرزده به دامپزشکان ارجاع داده می شوند: بیماران بی نشان با اطلاع از تماس آنها و بیمارانی با نشانه های بالینی که ممکن است ( یا ممکن نیست) ناشی از یک زهرابه یا سم باشد. غالباً تصمیم به درمان این بیماران با دانش دقیقی صورت نگرفته و تصمیم بایستی مبتنی بر عوامل خطرآفرین بیشمار، سطح آمادگی صاحب دام برای پذیرش خطر و هر محدودیت مالی باشد.

هدف از این مقاله : این مقاله به منظور ارائه دیدگاهی بنیادین از رهیافت به سم زدایی بیماران بی نشان ارجاع یافته با اطلاع از مسمومیت حیوان تدوین گردیده . همچنین در این مقاله درمانهایی که ممکن است در هر دو بیمار بی نشان و نشانه دارد مورد توجه باشد ارائه شده. 

 


اگر چه این اصطلاحات غالباً به جای هم به کار می روند، یک سم  یا زهر  بعنوان هر عاملی که ممکن است اثرات زیانباری بر هر جانداری داشته بکار می رود، در حالی که زهرآبه در مورد یک سم با منشاء زیستی کاربرد دارد.

اینکه آیا یک بیمار بدنبال مسمومیت  در خطر می باشد بستگی به عوامل بیشمار دارد که عبارتند از ، میزان خورده شده، قاعده سازی(فورمولاسیون) دارو ، راه تماس، گونه درگیر، سرعت و با چه درمانی تجویز گردیده ، ناخوشی های همزمان بیمار که بر روند سوخت و سازی زهر و پاکسازی آن  اثر دارد( همچون بیماری مزمن کلیوی  یا اختلال کبدی)، و هر درمان دارویی همزمان که حیوان ممکن است دریافت نموده باشد. 

به استثنای عواملی که مستقیماً برای بافت مخرش هستند (سموم خورنده یا سوزاننده همچون سفید کننده)، سموم بایستی از طریق مسیر هایی جذب بدن شوند. عمومی ترین راه مواجه بلع غذایی است . زمانی که سم جذب گردید غالباً (ولی نه همیشه) پیش از اعمال اثر، سوخت و ساز می یابد. فرآیند سوخت و ساز ممکن است موجب خنثی شدن ترکیبات شده ، یا ( و چنانکه در مورد اتیلین گلیکول و پاراسنتامول دیده می شود) منجر به تشکیل محصولات نهایی سوخت و سازی سمی تری شود.

اصلی ترین جایگاه بالقوه سوخت و ساز سموم ، کبد  با مسیر های عمومی دفع از بدن شامل دفع کلیوی و صفراوی می باشد. آگاهی از چگونگی سوخت و ساز و دفع هر سمی  از نظر بالینی سودمند می باشد، چنانکه چنین شناختی اجازه ارزیابی این موضوع را می دهد که آیا  درمان ممکن است نیاز به تعدیل به جهت همزمانی یک بیماری دیگر را داشته باشد. اطلاعات عمیقی در مورد اغلب سمومی که در تجربیات درمانی دامهای همدم مطرح است ضروری به نظر نمی رسد ؛ به هر حال جزئیات مربوطه که ممکن است درمان را متاثر نماید ( همچون قرار گرفتن سم در تحت چرخه روده ای کبدی) همواره به جهت هشدار حائز اهمیت می باشد.     

 

 

 

برای دریافت متن کامل مقاله بر روی این خط متنی کلیک فرمایید


دوشنبه 98 بهمن 21 , ساعت 10:25 صبح

 


ترشح چرکی مهبلی (PVD)یک بیماری غالب گاوهای شیری در طی دوره نقاهت پس زایمانی(زایمان نزاری) است که بر تولید شیر و بهره وری گله تاثیر گذار می باشد.  اهداف این مطالعه ارزیابی نمایه های زیست شیمایی ، درجه پرواری بدن و تولید شیر در گاوهایی بوده که مبتلا به PVD شده و اثرات این ترشحات چرکی مهبلی بر روی کارآیی تولیدمثلی تاثیر گذار بوده. در این بررسی 338 گاو شیری هولشتاین  با محدوده سنی 3 تا 5 ساله متعلق به سه دامدار شیری صنعتی مورد بررسی قرار گرفته اند. نمونه های خونی در طی 25 ± 3  روز پس زایمانی  از گاوهای شیری هولشتاین گله های فوق که فاقد ترشحات چرکی مهبلی بوده(گاوهای شاهد، 242 مورد) و گاوهایی که مبتلا به PVD  بوده اند (96 مورد) بر اساس درجه تخلیه ترشحات مهبلی چرکی اخذ گردیده. درجه پرواری بدن  و تولید شیر در روز نمونه گیری ثبت می گردید. نمایه زیست شیمیایی در بر گیرنده غلظت های  آلبومین، اوره، گاما گلوتامیل ترانسفراز، کلسیم، فیبرینوژن و کلسترول بوده .در گاوهای مبتلا به PVD   هنگام مقایسه با گاوهای شاهد ، تعداد دفعات  سرویس در هر آبستنی کم بوده(p < 0.01) و تعداد روزها تا نخستین تلقیح و زمان میانه تا  آبستنی بالا بوده(p < 0.01) . تولید شیر و درجه پرواری بدن در گاوهای مبتلا به PVD  پایین تر از گروه شاهد بوده (p < 0.01) .  گاوهای مبتلا به  PVD در مقایسه با گاوها فاقد ترشحات چرکی مهبلی ، دارای سطح پایین غلظت سرمی آلبومین، اوره، کلسیم و کلسترول بوده اند و فعالیت سرمی گاماگلوتامیل ترانسفرازی و غلظت فیبرینوژنی  بالاتری داشته اند. نتایج ما نشان می دهد که گاوهای دارای ترشحات چرکی مهبلی دستخوش تغییراتی در نمایه های زیست شیمیایی شده که دارای اثرت منفی بر روی  تولید  و کارایی تولیدمثلی بوده. 

 

 


چهارشنبه 98 بهمن 9 , ساعت 11:57 صبح


درمان ورم پستان مزمن در یک گاو شیری


چکیده


گاو دورگه 4 سال سنی به در مانگاه ارجاع گردیده. دام حتی 7 روز پس از زایمان (در شیرواری سوم) خروج شیر ندارد. پس از معاینه فیزیکی و بالینی کامل چنین تشخیص داده شد که دام فوق مبتلا به ورم پستان مزمن می باشد.عناصر فیبری درون مجرای کارتیه با بیستوری پستانی تراشیده و پس از دوشش تخلیه شدند. به منظور اجتناب از چسبندگی بیشتر در مجرای کانال شیری و به منظور شیر دوشی چهار لوله پلاستیکی(ست سرمی) دارای گیره  در مجرای کارتیه قرار گرفت. این لوله ها با کمک نخ بخیه به کارتیه متصل و با نوار باند پوشیده شد.  نهایتاً دام  کانولا گذاری شده تحت درمان با ترکیبات پادزیستی و داروهای ضد التهابی قرار گرفت. پس از 7 روز دام بهبود یافته و شیر شروع به خروج از مجرای شیری نمود و لوله ها از مجرا خارج شدند. نتیجه اینکه شیوه فوق روش جراحی ارزان و موثری در درمان ورم پستانهای مزمن در گاوهای شیری است. 

 

 

برای دریافت متن کامل و اورژینال مقاله  بر روی نماد زیر کلیک فرمایید.

 

 


دوشنبه 98 دی 23 , ساعت 11:46 عصر

 

دور نما:  اختلالات بینایی عصبی ، اگر چه هنوز نادر هستند، غالباً در اسب ها گزارش می شوند. این موارد می توانند با گستره وسیعی از نشانه های بالینی شامل زخمهای قرنیه درمان ناپذیر مزمن تا تغییرات رفتاری  به جهت آسیب های بینایی تظاهر نمایند. دست یابی به تشخیصی درست همواره ساده نیست. بکار گیری شیوه ای سازمان یافته  به منظور معاینه اسب های مشکوک به اختلالات بینایی عصبی به درمانگر کمک می کند تا به تشخیصی عصبی کالبد شناختی دست یافته و سیاهه ای از تشخیص های تفریقی را پیش رو داشته باشد. آزمون های تشخیصی همواره بر مبنای این سیاهه تفریقی طراحی شده و درمان نیز بر محتمل ترین تشخیص نهایی هدف گذاری می شود. آگاهی از کالبد شناسی بینایی عصبی به منظور دست یابی به  مکان سنجی عصبی درست و طراحی مقولات تشخیصی متناسب اجتناب ناپذیر می باشد.    

هدف مقاله: این مقاله مروری است بر مهمترین مسیر های بینایی عصبی  به منظور تفسیر نشانه های بالینی و عوامل زمینه ساز مشاهده شده در حوزه عملی. 

 

در نوشتارهای رایج دامپزشکی گزارشات مربوط به اسب هایی که مبتلا به اختلالات بینایی عصبی هستند  بطور نادر دیده می شود ولی به هر حال در چند سال گذشته  اساساً بدلیل قابلیت دسترسی به تصویر برداری های پیشرفته و آگاهی بیشتر در مورد بیماری های مختلف تعداد مقالات انتشار یافته در این خصوص نیز افزیش یافته است  چندین اختلال بینایی عصبی در میان جمعیت اسب ها همچون سندرم هورنر(نارسایی در عملکرد تعصیب سمپاتیکی چشم) یا فلجی صورت به خوبی شناخته شده ؛ به هر حال دیگر نواقص نامحسوس تر غالباً به درستی تشخیص داده نشده یا تا زمانی که بیماری پیشرفته نشده مشخص نمی شوند. ما متوجه شدیم که برخی از اسب های ارجاع شده به درمانگاه  دارای اختلالات بینایی عصبی بوده که در نگاه اول قابل تشخیص نیستند.  

 

نشانه های بالینی اختلالات بینایی عصبی

  پیش از تفسیر نارسایی عملکردی مسیر های بینایی عصبی ، شناختن عملکرد عادی مسیر ها فوق حائز اهمیت است  (رجوع شود بهde Lahunta و دیگران 2015) . نشانه های بالینی که توسط اسب های مبتلا به اختلالات بینایی عصبی ابراز می گردد عبارتند از :

*      کاهش یا عدم وجود بینایی

*      عدم تقارن مردمک

*      چشم جنبان مرضی

*      التهاب قرنیه ای ملتحمه ای عصب زای چشم خشک.  

*      آماس قرنیه ای  عصبی

*      فلجی ناقص یا کامل صورت با آماس قرنیه ای  ناشی از  فلجی عصبی .  

*      لوچی غیر فعال(ایستا) با یا بدون دیگر نشانه های عصبی عمومی.

معاینه بالینی

اصلی ترین رهیافت بالینی به اسبی با هرکدام از نشانه های بالینی ذکر شده فوق می تواند شامل موارد زیر باشد:

*      یک ارزیابی مبتنی بر شرح قیافه و ویژگی های شخصی (سیگنالمنت) .

*      اخذ تاریخچه اسب

*      معاینه بالینی

*      آزمونهایی برای سنجش عصبی بینایی.

-          آزمایش ته گاه چشمی

-          پاسخ تهدید (با یا بدون آزمون پچ راه)

-          باز تاب خیره کننده گی

-          باز تاب پلکی

-          حسگری صورت

-          بازتاب قرنیه

-          بازتاب نوری مردمک(PLR)

-          آزمون نور نوسانی(نور درخشان)

-          بازتاب چشمی دهلیزی(VOR)

توصیه می شود که درمانگران با این آزمونهای بینایی عصبی آشنایی یابند؛ بعنوان مثال با اجرای متداول آنها در مواردی که  اختصاصاً نیازمند آن نیستند. این شیوه های تشخیصی حساسایت درمانگر به نقایص نامحسوس را افزایش داده ، همچنین آیین گان لازم به منظور تشخیص این مورد را نقش پذیر می نماید.

آزمایش ته گاه چشمی با معاینه مستقیم چشم و شبکیه

یکی از نخستین قدمها به هنگام مواجه با اسبی که نشانه های بینایی عصبی از خود نشان می دهد، معاینه دقیق ته گاه چشمی بواسطه معاینه مستقیم چشم و شبکیه است(تصویر 1).

 

 

 

زمانی که ته گاه چشمی معاینه می شود بایستی آیین گانی به منظوراستفاده مطمئن از ابزار ارزیابی و تجهیزات مرتبط آن بگار گرفته شود. درمانگر بایستی هموراه صفحه بینایی( راس عصب بینایی)، عروق شبکیه ، اتصال پوشینه ای /غیر پوشینه ای ، ته گاه پوشینه ای / غیر پوشینه ای و شبکیه محیطی را مورد ارزیابی قرار داده . وقتی که از یک دستگاه معاینه چشم بطور مستقیم استفاده می شود درمانگر بایستی بطور کامل بخشهای چشم را مورد ارزیابی قرار دهد. استفاده از داروهای گشاد کنند وقتی که ته گاه چشم با استفاده از دستگاه معاینه چشم مستقیم  مورد معاینه است ضروری نیست. به هر حال اجرای این روش تشخیصی در فضایی که محیط کم نور است با اسفاده از اتساع مردمک تسهیل خواهد شد.

ارزیابی بینایی

پاسخ تهدید

 ارزیابی بینایی در اسب ها غیر عینی است. لازمه فرآیند بینایی  وجود محور بینایی روشن( بعنوان مثال مسیر روشنی از میان قرنیه، اتاقک قدامی، عدسی و زجاییه) ، همچنین شبکیه ای کارا ، عصب بینایی، کیاسمای بینایی( در حدود 80درصد از تارهای عصب بینایی در این سطح تقاطع دارند)، مسیر های بینایی جانبی مقابل  ، هسته های  زانویی جانبی مقابل ، شعاع های بینایی جانبی مقابل و قشر بینایی جانبی مقابل (قشر پس سری) است (تصویر 2).

 

 

 متن کامل مقاله به دلیل بالا بودن حجم آن قابل ارائه در این صفحه نیست . شما می توانید برای دریافت آن بر روی این خط متنی زیر کلیک فرمایید. 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جمعه 98 دی 13 , ساعت 1:18 صبح

 

زمانی که یک پرتونگاره را مورد تفسیر قرار می دهیم، به ابعاد، تعداد، حاشیه بندی، جایگاه و عدم شفافیت نگاره که در هنگام توصیف کالبد شناسی معمول و همچنین  یافته های غیر معمول می تواند سودمند باشد  ارجاع می نماییم. تمرکز بر گونه های معمول غیر متعارف ، یا اهمیت خیلی زیاد به اختلالات بی اهمیت ، می تواند سدی در راه استنباط فرد باشد . آگاهی از نمود یک شکم معمولی با تجربه دست یافتنی بوده و به سادگی تحت تاثیر تاریخچه  یا یافته های بالینی قرار می گیرد بطوری که ما بر نتایج ویژه ای تکیه می کنیم. این مقاله مروری تصویری از تغییرات اصلی است که ممکن است درون شکم سگها و گربه ها محقق گردد و همچنین انواع مختلف اختلالات مرضی شکمی را ارئه می نماید. 

 

 

تفسیر پرتونگاره

تا چه میزان برای شما ساده است تا پرتونگاره پیش روی تان را مرور کرده و ساختارهای درون شکم را تعیین کنید؟ آیا این نگاره برای آن بیمار خاص معمولی است و آیا عوامل پرتونگاری بطور مخالف بر کیفیت دیداری تاثیر گذاشته اند؟

جزئیات سروزی

زمانی که جزئیات سروزی شکم مورد ارزیابی قرار می گیرد، شما نیازمند توجه به این هستید که دریابید چه چیزی برای این بیمار خاص معمولی است. توانایی تعیین اندامهای درون شکمی  نظری بوده و توانایی ما در تعیین مطمعن وجود اختلالات نامحسوس همراه با جزئیات سروزی با تجربه  و کیفیت بهینه تصویر بهتر می شود.

لازمه جزئیات سروزی خوب وجود چربی سفید داخل شکمی است تا پادنمایی با ساختارهای بافت نرم فراهم آورد. توله سگها و بچه گربه ها دارای نسبت زیادی از چربی قهوه ای در شکمشان بوده(بر خلاف چربی سفید که در حیوانات بالغ غالب است) که برای تنظیم دمای بدن حائز اهمیت می باشد.چربی قهوه ای ساختاری متفاوت از چربی سفید داشته، حاوی قطرات چربی کوچکتر ، نسبت بالاتری از میتوکندری و شرب خونی بیشتر است، این تفاوتها منجر به کاهش جزئیات سروزی در حیوانات جوان می شود(تصویر 1) . همچنین بیماران بالغی که  لاغر هستند چربی سفید درون شکمی اندکی داشته بطوری که منجر به کاهش جزئیات سروزی خواهد شد.

 

تصویر 1: پرتونگاره جانبی سمت راست یک توله سگ 2 ماهه معمول. جزئیات سروزی به دلیل کمبود کمی چربی سفید درون شکمی در مقایسه با موارد بالغ پایین است. 

 

همچنین توانایی ما در تعیین اندامها می تواند متاثراز وضعیت استقرار بیمارباشد که ممکن است برداشت ما از جزئیات سروزی درون شکم را تغییر دهد . ساده ترین مثال در این خصوص زمانی است که یک نمای شکمی پشتی و پشتی شکمی از همان بیمار مورد مقایسه قرار می گیرند.در نمای شکمی پشتی اندامها میل به پخش شدن داشته بطوریکه ضخامت شکمی را کاهش داده و بنابر این همپوشانی کمتری بین اندامها وجود داشته و پراکنش تشعشعی کمتر بوجود می آید(تصویر 2).     

 

تصویر 2: پرتو نگاره هایی از یک شکم معمولی در یک پرتو افشانی (پیش نمای) (a) شکمی پشتی و (b) پشتی شکمی. به تظاهر گاز درون سراچه (کاواک) دوازده ای(a) وته گاه(فوندوس) توجه شود.  

 

درصورتی که تصور می کنید جزئیات سروزی یک بیمار کاهش یافته و این امر را نمی توان با توجه به سن بیمار،  پروردگی بدنی (کاندیشن) یا عوامل پرتونگاری توضیح داد، پس تشخیص محتملاً تغییر مرضی است بعنوان مثال؛ مایع آزاد، التهاب صفاقی، گسترش غدد پوستی سرطانی در بدن (کارسینوماتوز)(تصاویر3 و4). تصویر برداری فراصوتی شکمی  قدم منطقی بعدی در تفریق میان این سه تا می باشد ، همچنین نمونه برداری از مایع صفاقی برای ارزیابی یاخته شناسی . درصورتی که ارزیابی های بیشتر نشان دهد که هیچ کدام از موارد فوق وجود ندارد تفسیر شما از پرتونگاره بیشتر شده و ممکن است تاکید دوبار بر اینکه جزئیات سروزی معمول بایستی چگونه باشند مفید باشد.

 

متن کامل مقاله را از نماد PDF زیر دریافت نمایید.

 

 

 

 

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ