سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
آن که عوض را باور کند ، در بخشش جوانمرد بود . [نهج البلاغه]
 
سه شنبه 98 آذر 26 , ساعت 9:8 صبح

 

 

یک گاو نر براون سوئیس 5 ساله از یک گله گاو شیری به درمانگاه ارجاع گردیده. نشانه های بالینی مشهود عبارتند از قدمهای بلند (هیپرمتری)، عدم تعادل، افسردگی، چرخش به دور خود ، اشکال در بینایی، فشاردادن سر ، پایین نگاه داشتن سر،  گشاد ایستادن. در آزمایش بلند کردن سر دام به پشت یا پهلو می افتد( بلند کردن سرحیوان به مدت 60 ثانیه و سپس یکبار رها کردن آن) .  به گفته دامدار حیوان برای چند روز درگیر بوده . 8 روز پس از ارجاع به درمانگاه  دام زمین گیر شده و ذبح گردیده. 

در کالبد گشایی پرده های مغزی(مننژ) ساقه  مغزی و مخچه ضخیم شده و به رنگ کرمی مایل به سفید با ظاهری ابری دیده می شدند. مغز با افزایش حجم نیمکره چپ نامتقارن می نمود.  مخچه فشرده و به سمت راست جابجا گردیده بود.تمامی مغز در فرمالین 10درصد تثبیت گردید.  پس از ثبوت مغز برشهای تاجی مغز بطور متقارن نشانگر حفرات کیسه ای با محتویات چسبنده، ژله ای ، بدرجاتی نیمه شفاف بود.بافت گرهکی اسفنجی در حاشیه ضایعات  یا درون ضایعات مشهود بود.  شش حفره مشاهده گردید. ضایعه شماره 1(تصویر 1 الف) با ابعاد 3.5 سانتی متر در بیشترین قطر و 1.5 سانتی متر سری دمی  در لب های گیجگاهی و گلابی سان مشاهده شد.بخش منقاری ضایعه تالاموس را فشرده ساخته و به سطح هسته قاعده ای گسترش یافته بود. ضایعه شمار 2 (تصویر 1الف ) در لب آهیانه ای (جداری)سمت راست واقع شده بود. این ضایعه به شیار کمربندی گسترده شده و هیپوکامپ را فشرده بود، اندازه ضایعه فوق بت قطر 3 سنتی متر و اندازه راسی دمی 2.5 سانتی متر اندازه گیری شد.ضایعه شماره 3(تصویر 1الف و 1د) با قطر 2 سانتی متر و اندازه 1.5 سانتی متر راسی دمی درلب پس سری سمت راست قرار داشت. ضایعه شماره 4 (تصویر 1الف) در میان مغز (مزانسفالون) ، بالای مجرای میان مغزی واقع شده بود و 1 سانتی متر قطرداشته و اندازه راسی دمی آن 1 سانتی متر بود.  ضایعه شماره 5  و 6 (تصویر 1 پ) کوچکتر بوده در سمت چپ و راست لب پیشانی واقع شده و به ترتیب 09 و 1 سانتی متر قطر داشتند. ضایعه شماره 5 با پرده های مغزی ادغام شده بود. 

تصویر شمار 1

 

یک بافت اسفنجی  گرهکی بر روی بافت پوششی مغز آستری شاخ منقاری شکمی بطن جانبی سمت چپ مشهود بود(تصویر1 ب) .  ضایعه مشابه  اما کوچکتر در بطن جانبی راست نیز دیده می شد(تصویر 1ب ) . لکه های خشن برجسته منفردی  با قطری در حدود 0.5 سانتی متر در 1 سانتی متر در دیواره جانبی هر دو بطن مغزی مشهود بود. نمونه های اخذ شده از  سامانه عصبی مرکزی و دیگر بافت ها دربافر فرمالین 10درصدی تثبیت گشته ، در فرمالین قرار گرفته  با مقاطع 4تا 6 میکرونی برش یافتند و با هماتوکسیلین ائوزین رنگ آمیزی شدند. مقاطع برگزیده همچنین با اسید شیف مرحله ای و آلکالین آبی رنگ آمیزی گردیدند. بر اساس آزمایش های بافت شناسی حفرات درون بافت عصبی به ظاهر اسفنجی و تقریباً بدون واکنش های التهابی بودند(تصویر 2الف و 2ب) . غالب ترین ضایعه حضور مخمر های بی شمار با کپسول فاقد رنگ بود  که به ضایعه ظاهری حباب صابونی می داد(تصویر 2). این ساختار ها همچنین در پرده های مغزی وآستر مغزی مشاهده شدند (تصویر 2 ب). گاهی یک ماده فیبری پیرامون مخمر مشهود بود (تصویر 2 پ). تعداد کمی یاخته های تک هسته ای درون ضایعات مشاهده گردید (تصویر 2 الف و 2 ب). تجمع پیرامون عروقی لنفوسیتها ، یاخته های پلاسما و یاخته های بیگانه خوار گاهی در بافت عصبی پیرامون ضایعه  یا در پرده ای مغزی و آستر مغزی مشهود بود. هیچ ضایعه قابل توجهی در ریه ها، حفرات بینی، و دیگر بافت ها دیده نشد. 

 

تصویر شماره 2

 

 

 نشانه های بالینی به جهت گستردگی ضایعات چند کانونی مغز بوده که در کالبد گشایی تایید گردیدند. ضایعات واقع در مخ مسئول نشانه های بالینی  افسردگی، چرخش، اختلال بینایی و شیوه نگهداری سر بوده. عدم تعادل محتملاً به دلیل ضایعات میانمغزی یا به جهت فشرده شدن ساقه مغزی توسط ضایعات مغزی بوده. نشانه های بالینی گشاد ایستادن، قدمهای بلند برداشتن، و به زمین خوردن پس از آزمون بلند کردن سر  به دلیل فشردگی مخچه بوده. واکنش التهابی در ارزیابی بافت شناسی این کمان را مطرح می سازد که نشانه های بالینی به دلیل فشردگی بافت های مغزی توسط ضایعه محقق شده. در مورد این گاو جایگاه ضایعات پیرامون عروق خونی در بافت مغزی این نظریه را مطرح می سازد که التهاب پرده های مغزی و آستر مغزی محتملاً ضایعات آغازین در سامانه عصبی بوده و متعاقب شده با تهاجم مغزی از طریق فضای ویرشو و رابین.  در ارزیابی بافت شناسی چشم گیرترین ویژگی فقدان واکنش التهابی فراگیر درون و پیرامون ضایعات می باشد ، که گمان فقدان واکنش ایمنی زایی میزبان به مخمررا مطرح می سازد.  کپسول پلی ساکاریدی کریپتوکوکوسی دارای ویژگی های پاد بیگانه خواری بوده و ممکن است سرکوبگر ایمنی باشد. ویژگی های پاد بیگانه خواری، باز شناسی کپسول مخمر توسط بیگانه خوار ها را مسدود نموده  وموجب مهار مهاجرت گویچه های سفید به درون ناحیه تکثیر قارچی می شود(King JW, DeWitt ML: 2007, Cryptococcosis). احتمال دیگر این است که نبود واکنش التهابی قابل توجه به دلیل  تضعیف سیستم ایمنی میزبان بوده  که به هر حال شواهدی بر این مبنا وجود ندارد. آسیب بافت عصبی محتملاً به دلیل تخریب بافت بدنبال گسترش سربار قارچی محقق شده . در نوع انسان التهاب گسترده یا تشکیل فیبرین نیر امری نادر می باشد. مشخصه ضایعات کریپتوکوکوسی مشتمل بر خوشه های کیسه ای از مخمر با پاسخ التهابی است که به خوبی معین نیست.  گرهک های به خوبی شکل گرفته عموماً دیده نمی شوند(King JW, DeWitt ML: 2007, Cryptococcosis). 

 

 

 

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ