سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان
دنیا خانه‏اى است که از آن بگذرند ، نه جایى که در آن به سر برند ، و مردم در آن دو گونه‏اند : یکى آن که خود را فروخت و خویش را به تباهى انداخت ، و دیگرى که خود را خرید و آزاد ساخت . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 99 فروردین 13 , ساعت 1:51 عصر

کم کردن از امکان تماس با  ویروس کرونا  و  رعایت فاصله اجتماعی در خدمات دامپزشکی 



چهارشنبه 98 اسفند 21 , ساعت 12:32 عصر

 

Respiratory disease  complex  in dairy  calves

 



بیماری تنفسی مختلط در گوساله های شیری


دو عامل برجسته تلفات در گوساله های از شیر گرفته نشده عبارتند از اسهال و بیماری تنفسی مختلط گاوی (BRD) . تلیسه هایی که ابقاء شده اند به گاوهای بالغ ضعیفی بدل می شوند.بیماری تنفسی در گوساله ها بواسطه  آزردگی و آماس وپاسخ التهابی در مجرای تنفسی فوقانی مشخص می گردد. زمانی که این گوساله ها درمان نمی شوند در غالب موارد به التهاب ریوی نایژه ای پیشرفت می کنند. بیماری بطور قراردادی بعنوان یک بیماری با طبیعت ذاتاً ویروسی که بطور ثانویه با عامل میکروبی اختلات می یابد شناخته می شود. این واکنش ویروسی باکتریایی بواسطه عواملی از محیط گوساله ها و یا وضعیت ایمنی آنها تسهیل می گردد. یک جزء حیاتی از نشانی یابی بیماری تنفسی مختلط  تعیین عامل آن می باشد. درمان موثر بایستی با شناسایی صحیح عوامل مرضی معین گردد زیرا استفاده بی بندو بار ومبتنی بر شانس و اقبال از ترکیبات پادزیستی به منظور مقابله با باکتریهای ثانویه توصیه نمی شود. نمونه گیری از مجرای تنفسی بسیار توصیه می گردد  که شامل اخذ پندکهایی (سوآپ) از بخش عمقی بینی حلقی ، شستشوی نایی و شستشوی غیر اندوسکوپی نایژکی حبابچه ای است. همچنین آزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز(PCR) نیزعمومیت یافته که دارای مزیت های اصلی به قرار زیر است: ویروسها و باکتری ها قابل سنجش هستند، حساسیت آزمون بالا است  واین امکان وجود دارد تا از نمونه های ادغام شده گروهی از گوساله آزمایش بعمل آورد. به منظور ممانعت از این مشکل هزینه ای  به هر حال حائز اهمیت خواهد بود تا  هر دو عوامل مستعد کننده و عوامل خطر عامل بیماری زای خاص  ذکر شوند.

 

عوامل مستعد کننده

آغوز و محیط :  پیش از آن که سامانه ایمینی در گوساله تکمل شود  گوساله های تر بایستی به منظور بقاء در چالش میکروبی مورد مواجهه پس از تولد  ایمنیتی کافی کسب نمایند. لذا نیازمند اتکای بر ایمنیت غیرفعال دریافتی از گاو به طریق آغوز می باشند. گوساله ها بایستی  3 تا 4 چارک از آغوز کیفیت بالا را در طی 1 ساعت از تولد و 3 چارک اضافی نیز در طی 12 ساعت دریافت نمایند. یک روش به منظور تایید اینکه آغوز ایمنیت کافی را تامین می نماید، اندازه گیری مستقیم گلوبولین های ایمنی یا پروتئین تام سرم خون است. پروتئین تام سرم با دستگاه ریفراکتومتر سنجیده می شود که همگرایی بالایی با سطوح ایمونوگلوبولین نوع G سرم دارد. بهتر آن است که پروتئین تام سرم در یک گروه از گوساله ها اندازه گیری شود تا اینکه در گوساله ها بطور انفرادی خوانده شود. حداقل 80 درصد از این گوساله ها دارای سطح پروتئینی 5.5 گرم در دسی لیتر  یا بالاتر می باشند.  تجویز به موقع آغوز حیاتی است ،لذا بایستی بطور صحیح دستمالی گردد، چرا که می تواند محیط رشد ایدآلی برای باکتری ها باشد. لذا حیاتی خواهد بود تا در صورتی که به فوریت مورد استفاده قرار نمی گیرد ، آن را در یخچال  قرار داده یا منجمد نمود. انجام پاستوریزاسیون دردامداری روش جایگزین دیگری است ، زیرا که این عمل بر روی گلوبولین های ایمنی تاثیری نمی گذارد. پاستوریزه های وعده ای دمای نسبتاً پایینی را مورد استفاده قرار داده و در آنها زمان حرارت دهی طولانی است(60درجه سانتی گراد در 60تا 120 دقیقه) . پروش گوساله ها در حصار های بسته سهل  و آسان می باشد و تنها مشکل در آن  این است که هوای گرم و ایستا می تواند حاوی گاز های بالقوه زیانبار (مانند آمونیوم)، بوی نامتبوع، غبار و ریزاندامگان ( مانند هاگ های قارچی، ویرس ها،و باکتری ها) باشند. آمونیاک حبابچه های ریوی را  تخریش نموده و ذرات غبار در غالب مواقع حامل عامل میکروبی هستند که به بافت ریوی رسیده و تکثیر می یابند. دیگر عواملی که خطر بروز بیماری تنفسی مختلط گاوی را افزایش می دهد عبارتند از  نگهداری توام با گاوها در طی نخستین هفته زندگی گوساله ،داشتن اختلاف سنی بیش از 2 ماه در یک گروه پرورشی، رخداد اسهال پیشین، و قرار دادن گوساله ها درکنار دامهای دیگر برای بیش از 24 ساعت پس از تولد . داشتن کارتیه ای تمیز و خشک  به منظور کاستن از وقوع بیماری های تنفسی مختلط گاوی امری است حیاتی. به منظور کاستن از تعداد باکتری ها ، مساحت جایگاه نگهداری (3 متر مربع برای هر گوساله یا بیشتر) را افزایش داده ودمای جایگاه را کاهش می دهند. دمای خنک (5 درجه سانتی گراد) جایگاه نگهداری سودمند است زیرا رشد باکتریایی در تحت شرایط سرما کاهش می یابد. گوساله های که در معرض شرایط خنک هستند از جیره رشد آغازین دانه ای(grain starter) بیشتر خواهند خورد و ضریب رشد خوب و ثابتی خواهند داشت. تهویه مناسب و کافی (بدون کوران هوا) شمار باکتریایی  ومیزان آمونیاک را کاهش می دهد. به منظور مقابله با دمای سرد گوساله ها نیازمند تغذیه کافی و سطح استراحتی(بستر) خشک و به خوبی عایق هستند. شاخص های مورد درخواست در بستر گوساله ها عبارتند از قابلیت جذب رطوبتی خوب و توانایی حفظ گرمای بدن . کاه گندم به گوساله اجازه می دهد تا لانه گزینی نموده و دمای سطحی گرمتری در مقایسه با پوسته برنج و تراشه ای چوب داشته باشد ؛ ماسه تمیزتر بوده اما سرد تر است. 

 

 

عوامل تعیین کننده:

 

ریزاندامگان. فرض نمایید گوساله ها از طریق آغوز ایمنیت کافی را بدست آورده اند ، قدم مهم بعدی کاهش چالش ومواجهه با میکروبها است . به منظور نائل آمدن به این امر جدا سازی گوساله از گاو در سریع ترین وقت ممکن بایستی انجام شود. گوساله ها را در اتاقک های محصور انفرادی قرار دهید که به ممانعت از تماس دماغ به دماغ گوساله ها  با دیگر گوساله ها کمک می نماید. این کار گوساله را در مقابله با تنش ها بواسطه کاستن از تماس با عوامل بیماری زای برآمده از گاوها و دیگر گوساله ها یاری می نماید. بایستی بستری خشک و فراخ که راحتی و عایق بندی سرمای را برای گوساله فراهم می سازد ، مهیا نمود. اطمینان حاصل شود که مواد بستر غبار زا نیست (مانند خاک اره ) زیرا غبار موجب تخریش مجرای تنفسی شده  و حمله عوامل باکتریایی را تسهیل می نماید. واکسن های زیادی برای پیشگیری از اسهال ویروسی گاوی دردسترس می باشد. دیدگاههای  عرفی بر این باور اند که معمولاً پادتن های دریافتی گوساله ها از طریق آغوز موجب بی اثر شدن تجویز واکسن ها می شود. پژوهش های اخیر نشان داده که واکسن های زنده تعدیل شده علارغم عدم توانایی در اندازه گیری پاسخ پادتنی فعال در جریان خون یک پاسخ محافظتی را تحریک می نماید. یک مثال استفاده از واکسن های  IBR/Pi3 در گوساله های کمتر از یک ماه سن است. کار دیگری نشان داده که ویروس زنده تعدیل شده به هنگام ارائه به گوساله های  جوانی به سن شش هفتگی ایمنیت را فراهم می سازد. صرف نظر از موثر بودن واکسن ها در هنگام تجویز به گوساله های جوان برای مقابله با عوامل التهاب ریوی باکتریایی همچون پاستورلا مولتیسیدا، مانهایمیا همولیتیکا یا مایکوپلاسما بوویس گزارش های اندکی انتشار یافته است.  یک مقاله جدید بعنوان مثال تلاش نموده تا عوامل خطر بیماری زای خاص برای ویروس ها و باکتری های دخیل در همه گیری های BRD  را معین نماید. چنانکه انتظار می رفت این مطالعه نشان داد که همه گیری BRD در زمستان به اوج رسیده و اساساً منشاء ویروسی داشته. کرونا ویروس گاوی(BCoV) شایع ترین ویروس بوده ( عموماً بعنوان عامل اصلی در حال افزایش شناسایی شده) ، که بعد از آن ویروس  پیوست یاخته ای تنفسی گاوی(bRSV) قرار دارد. در گله های همباش شده تنها 36.8 درصد همه گیری بیماری تنفسی گزارش گردیده ، در حالی که بیماری های تنفسی بومی 63.2 درصد بوده. در زمان نمونه گیری 44.0 ± 30.1 درصد از گوساله ها برای هر دو نوع گله های همه گیر و بومی BRD  داشته اند. ویروس در 58.6درصد از همه گیری ها به شرح ذیل شناسایی شده: 29.4درصد  ویروس  پیوست یاخته ای تنفسی گاوی(bRSV) ، 8.1 درصد پاراآنفولانزای نوع 3(PI-3) و 38.4 درصد کرونا ویروس گاوی(BCoV) . ویروس های متعددی در 13.3 درصد از گله ها دخیل بوده ، تنها 4 گله bRSV را بعنوان عامل بیماری زای منفرد نشان داده اند. شیوع باکترایی 41.2 درصد مانهایمیا همولیتیا، 89.1 درصد پاستورلا مولتیسیدا،36.4 درصدهیستوفیلوس سومنی، و 33.3 درصد  مایکوپلاسما بوویس بوده است.در 61 درصد از همه گیری های مایکوپلاسما بوویس یک ویروس نیز جدا گردیده (72 درصد کروناویروس گاوی، 16 درصد پاراآنفولانزای نوع 3 و 12 درصد ویروس پیوست یاخته ای تنفسی گاوی bRSV).   

 

عوامل خطر ویژه ویروسی و باکتریایی

 

عوامل ملازم با bRSV مثبت عبارتند از  روزهای طی شده با نشانه هایی بالینی پیش از نمونه برداری ، درصد گوساله ها دارای نشانه های تنفسی، بیماری های تنفسی بومی، مایه کوبی انجام شده بر علیه  bRSV ، مثبت بودن شویش حبابچه ای نایژکی، و فصل. در زمستان(دی تا اسفند) bRSV بطور معنی داری وفور بیشتری در مقایسه با تابستان و بهار دارد. برای باکتری ها ارتباطاتی بین نتایج مثبت مانهایمیا همولیتیکا  و اندازه گروه جایگاه ، نوع بستر و نتایج مثبت کروناویروس گاوی وجود دارد. تجزیه و تحلیل  هموفیلوس سومنی ارتباطات مثبتی را با مایه کوبی مانهایمیا همولیتیکا ، نوع بستر  و اندازه گله معین نموده. نهایتاً اینکه در مورد مایکوباکتریوم بوویس حیوانات اخیراً خریداری شده موجود در همان فضا هوا مهمترین عامل بوده است. کروناویروس های گاوی هنوز بعنوان اصلی ترین آغازگر عفونت های تنفسی ثانویه در بیماری تنفسی مختلط گاوی در گوساله ها مورد توجه هستند. در این مطالعه ویروس فوق ملازم با مانهایمیا همولیتیکا بوده. دیگر ویروس جدا شده علارغم دفعات بالای مایه کوبی در این گله ها ویروس پیوست یاخته ای تنفسی گاوی بوده . ویروس پاراآنفولانزای نوع 3 غالباً بعنوان یک عامل منفرد شناسایی نشده ولی همواره توام با ویروس پیوست یاخته ای تنفسی گاوی بوده . علارغم  اینکه مایکوپلاسما بوویس معمولاً بعنوان یک عامل بیماری زای مزمن شناخته شده ، در این تجربه غالباً در همه گیری های حاد شناسایی شده است.در ثلث گله ها مانهایمیا همولیتیکا وهیستوفیلوس سومنی حضوری توام با پاستورلا مولتیسیدا داشته که به نظر می رسد در همه جا موجود می باشد.  گروه های بزرگ گوساله ها (بیش از 5 تا) میزان شیوع بالایی از مانهایمیا همولیتیکا داشته اند. استفاده از خاک اره عامل خطر آفرینی برای هر دو باکتری مانهایمیا همولیتیکا  و هیستوفیلوس سومنی است. به خوبی روشن شده که خاک اره سبب تخریش مجرای تنفسی شده و در زمانی که مرطوب است ، ممکن است تنش سرما یی را  که قبلاً به آن اشاره شده بدتر نماید. گله های مایه کوبی شده و نشده دارای میزان شیوه مشابهی از عوامل بیماری زا هستند. فرضیه مولفین بر این است که واکسن ها بیش از آنی که موجب پیشگیری از بروز آلودگی شوند سبب کاهش انتشار ویروس و نشانه های بالینی می گردند. می توان نتیجه گرفت که عفونت های ویروسی مستعد کننده بیماری تنفسی مختلط  هستند. همچنین معلوم شده که ویروس پیوست یاخته ای تنفسی گاوی  نقش مهمی در همه گیری های بیماری تنفسی مختلط   بویژه  در طی زمستان داشته. کرونا ویروس های گاوی در این تجربیات ملازم با مانهایمیا همولیتیکا بودند. برای متخصصین بهداشت دامی حائز اهمیت است  تا همچنین به عوامل مستعد کننده ای همچون انتخاب بسترنیز توجه داشته باشند.

منبع:  


Pardon, J. Callens, J. Maris, L. Allais, W. Van Praet, P. Deprez, and S. Ribbens. 2020. Pathogen-specific risk factors in acute outbreaks of respiratory disease in calves. J. Dairy Sci. 103:2556-2566.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 


پنج شنبه 98 اسفند 15 , ساعت 11:25 عصر

 

covid19

 

 

 

همه گیری اخیر ویروس گرونای COVID-19 موجب بروز سردگمی هایی در رسانه های ارتباط جمعی گردیده. در مواردی شاهد انتشار جملاتی هستیم که بویژه توسط دامداران مطرح می شود. نظریات تبانی گونه ای پیرامون این سوال که چرا تاکنون واکسنی تهیه نشده مطرح می شود ، آن هم در زمانی که برای دام این چنین واکسن هایی وجود دارد؟! بطور مشابه نیز تصاویری از مواد ضد عفونی کننده عمومی ارائه می شود که برروی برچسب های آن موثر بودن بر روی گرونا ویروس انسان را مورد توجه قرار داده. ابتدا  اجازه دهید تا بفهیم گروناویروس چیست ؟

گرونا ویروس به جهت شکل تاج مانند آن به این اسم نامیده می شود، و ثابقه شناسایی آنها به 1960 بر می گردد. این گروه از ویروسها موجب بروز مشکلات تنفسی در پستانداران و پرندگان می گردند. بطوری که آزمایشگاه های تجاری فعال در حوزه بهداشت دام واکسن هایی را به منظور پیشگیری از بیماری های کروناویروسی (بعنوان مثال در گاوها) تولید می کنند که به گونه های دامهای اهلی تزریق می شود. داستان متفاوت در مورد کرونا ویروسهای است که اخیراً انسان را درگیر نموده اند. اگر چه کرونا ویروسهای اخیر در حیوانات پدیدار گشته اند ، از طریق  جهش هایی ایجاد شده اند که آنها را در آلوده نمودن انسان توانمند نموده و از این رو در دسته عوامل بیماری زای مشترک بین انسان و دام قرار می گیرند. ضایعات بوجود آمده بسته به گونه متفاوت بوده و موجب بروز بیماری های مجاری فوقانی تنفسی در طیور شده ، در حالی که در گاوها و خوک ها موجب اسهال می شوند. 

یکی این ویروسها که موجب درگیری انسان می شود، اگر چه خواستگاهش حیوانات می باشد ، سویه ای متفاوت برای انسان است بطوری که انسان در برابر آن ایمنیتی کسب نمی کند.  سامانه ایمنی انسان ، نخستین سد مقابل بیماری، این ویروس ها را بعنوان یک عامل تهدید کننده سلامتی نمی شناسد. عفونت های کرونا ویروسی اخیر عبارتند از نویروس نشانگان فوق حاد تنفسی(SARS) ، نشانگان تنفسی خاور میانه(MERS) و اخیراً COVID-19 که نمونه هایی از سویه های کشنده می باشند. 

 

 

 

سوالی که اکنون برای ما مطرح است این می باشد که آیا COVID-19 ویروسی که از حیوانات سرچشمه گرفته و تبدیل به یک عامل بیماری مشترک شده، می تواند برای دامهای اهلی مزرعه ، حیوانات همدم  و حیوانات وحش دیگر نیز بیماری زا باشد؟  پی آمد های این امر موجب تغییر مسیر دیدگاههای ما در راهبرد مقابله با آن خواهد شد زیرا این ویروس می تواند بطور بالقوه  دامهای اهلی را آلوده ساخته ،و همچنین در مخاذن وحش بومی شود.اخیرً مقاله ای تحقیقی (2020) در ژورنال ویروس شناسی  توسط کالج دامپزشکی دانشگاه مینوسوتا ، دپارتمان همه گیری شناسی ، ارائه گردیده  بر این موضوع اشاره دارد.

 

 COVID-19  که در خفاش ها تکوین یافته و SARS-CoV  که در گربه های زباد نخل پدیدار گشته ، هر دو دارای یک پروتئین میخی شکل در حکم ناحیه پیوندی گیرنده (RBD) هستند که به گیرنده یاخته  میزبان (انسان یا حیوان) اتصال می یابد. این گیرنده آنزیم مبدل آنزیوتانسین نوع دوم(ACE2) نام دارد. توالی اسید های آمینه در انتهای COVID-19 بسیار شبیه به آن چه که در SARS-CoV  دیده می شود می باشد، چنانکه هر دو این ویروسها می توانند با آنزیم مبدل آنژیوتانسین نوع 2 یاخته میزبان جفت شوند .سنجش اطلاعاتی این جفت و جوری روند انتقال متقاطع گونه ای و انسان به انسان را تنظیم می نماید. آنچه که تنها لازمه این انتقال متقاطع درون و میان گونه ای است خون گرم بودن  گونه با گیرنده  ACE2    مشابه است ( انسان یک مورد می باشد).در ظاهر امرپروتئین میخی COVID-19  در گونه های حیوانی متنوعی به استثنای موش و خوکچه هندی، گیرنده های آنزیم مبدل  آنزیوتانسین نوع دوم را شناسایی می نماید. باقی مانده های اسید آمینه ای که توسط  ACE2  شناسایی می شوند آمینواسید هایی هستند که برای سویه های مختلف SARS و COVID-19 متفاوت بوده و سهولت واکنش یا عدم تحقق آن را  با گیرنده ACE2 تعین می نمایند. 


 

 

مشکل اینجا است که اگر چه ویروس COVID-19 گیرنده آنزیم مبدل آنزیوتانسین نوع دوم در موش و خوکچه را شناسایی نمی کند ، تصور می شود که توالی اسید آمینه ای آن محتملاً می تواند گیرنده فوق را در خوکها، موش خرما، گذبه ها، اورانگوتانها، میمونها و انسان  با اثر گذاری مشابهی شناسایی نماید!  محققین حتی احتمال می دهند که گونه های فوق می توانند بعنوان میزبان حدواسطی  به منظور مطالعه الگوی انتشار COVID-19      مورد استفاده قرار گیرند.

در زمان حاضر پژوهش های بعمل آمده بر روی ویروس COVID-19 در مراحل ابتدایی آن بوده و آگاهی اندکی از قابلیت انتشاری  بین  گونه های حیوانی در کنار مبداً آن وجود دارد. اخیراً این نظریه مطرح شده که مورچه خوار نیز که پستاندار دیگر در منطقه آسیا است همچنین می تواند یکی از میزبانهای حدو اسط باشد.  تا انجام تحقیقات بیشتر، نتایج این تجربیات  چنین گمانی را بوجود میآورد که ارزیابی های پیش دستی شده در خصوص برخی از دامهای اهلی ، حیوانات همدم خانگی، و حیوانات وحش که بطور بالقوه ای می توانند حساس باشند، ارزش بحث دارد. به نظر می رسد که اقدامات امنیت زیستی در خصوص کارکنان و بازدید کنندگان از مزراع پروش خوک در اولویت هستند. اجازاه ندهید تا کارگر دامداری که نشانه هایی از بیماری و آسیب های آنفولانزایی دارد در مجاورت سار کارکنان و دامداری قرار گیرد. کارمندان بیمار با علائم سرماخوردگی  را تشویق به  مراقبت فوری و ارزیابی از نظر گروناویروس نمایید.به خاطر داشته باشید که خرس های وحش محتملاً گیرنده  ACE2 مشابهی با خوک های اهلی داشته و از این روبه یک مخزن بالقوه در طبیعت تبدیل می شوند.صرف نظر از افرادی که تست مثبت داشته و گربه ، موش خرما  یا حتی میمون  بعنوان حیوان خانگی نگهداری می کنند بایستی حیوان فوق نیز تست شده و در قرنطینه باشند. یک مورد وقوع اخیر در هنگ کنگ حاکی است  زنی که از نظر کرونا مثبت بوده ، سگی دارد که تست آننیز بطور خفیف مثبت بوده . بطور مشابه سمورها(تیره راسوها) همچون مینک ها بعنوان مخاذن بالقوه ویروس  شناسایی نشده اند.  

 

 

Reference

Yushun Wan, Jian Shang, Rachel Graham, Ralph S. Baric, Fang Li. 2020. Receptor recognition by novel coronavirus from Wuhan: An analysis based on decade-long structural studies of SARS. JVI Accepted Manuscript Posted Online 29 January 2020. J. Virol. doi:10.1128/JVI.00127-20.

 

 

 

 

 


 

 

 

 


یکشنبه 98 بهمن 27 , ساعت 8:57 صبح

 

 

دورنما: دونوع از بیماران زهرزده به دامپزشکان ارجاع داده می شوند: بیماران بی نشان با اطلاع از تماس آنها و بیمارانی با نشانه های بالینی که ممکن است ( یا ممکن نیست) ناشی از یک زهرابه یا سم باشد. غالباً تصمیم به درمان این بیماران با دانش دقیقی صورت نگرفته و تصمیم بایستی مبتنی بر عوامل خطرآفرین بیشمار، سطح آمادگی صاحب دام برای پذیرش خطر و هر محدودیت مالی باشد.

هدف از این مقاله : این مقاله به منظور ارائه دیدگاهی بنیادین از رهیافت به سم زدایی بیماران بی نشان ارجاع یافته با اطلاع از مسمومیت حیوان تدوین گردیده . همچنین در این مقاله درمانهایی که ممکن است در هر دو بیمار بی نشان و نشانه دارد مورد توجه باشد ارائه شده. 

 


اگر چه این اصطلاحات غالباً به جای هم به کار می روند، یک سم  یا زهر  بعنوان هر عاملی که ممکن است اثرات زیانباری بر هر جانداری داشته بکار می رود، در حالی که زهرآبه در مورد یک سم با منشاء زیستی کاربرد دارد.

اینکه آیا یک بیمار بدنبال مسمومیت  در خطر می باشد بستگی به عوامل بیشمار دارد که عبارتند از ، میزان خورده شده، قاعده سازی(فورمولاسیون) دارو ، راه تماس، گونه درگیر، سرعت و با چه درمانی تجویز گردیده ، ناخوشی های همزمان بیمار که بر روند سوخت و سازی زهر و پاکسازی آن  اثر دارد( همچون بیماری مزمن کلیوی  یا اختلال کبدی)، و هر درمان دارویی همزمان که حیوان ممکن است دریافت نموده باشد. 

به استثنای عواملی که مستقیماً برای بافت مخرش هستند (سموم خورنده یا سوزاننده همچون سفید کننده)، سموم بایستی از طریق مسیر هایی جذب بدن شوند. عمومی ترین راه مواجه بلع غذایی است . زمانی که سم جذب گردید غالباً (ولی نه همیشه) پیش از اعمال اثر، سوخت و ساز می یابد. فرآیند سوخت و ساز ممکن است موجب خنثی شدن ترکیبات شده ، یا ( و چنانکه در مورد اتیلین گلیکول و پاراسنتامول دیده می شود) منجر به تشکیل محصولات نهایی سوخت و سازی سمی تری شود.

اصلی ترین جایگاه بالقوه سوخت و ساز سموم ، کبد  با مسیر های عمومی دفع از بدن شامل دفع کلیوی و صفراوی می باشد. آگاهی از چگونگی سوخت و ساز و دفع هر سمی  از نظر بالینی سودمند می باشد، چنانکه چنین شناختی اجازه ارزیابی این موضوع را می دهد که آیا  درمان ممکن است نیاز به تعدیل به جهت همزمانی یک بیماری دیگر را داشته باشد. اطلاعات عمیقی در مورد اغلب سمومی که در تجربیات درمانی دامهای همدم مطرح است ضروری به نظر نمی رسد ؛ به هر حال جزئیات مربوطه که ممکن است درمان را متاثر نماید ( همچون قرار گرفتن سم در تحت چرخه روده ای کبدی) همواره به جهت هشدار حائز اهمیت می باشد.     

 

 

 

برای دریافت متن کامل مقاله بر روی این خط متنی کلیک فرمایید


دوشنبه 98 بهمن 21 , ساعت 10:25 صبح

 


ترشح چرکی مهبلی (PVD)یک بیماری غالب گاوهای شیری در طی دوره نقاهت پس زایمانی(زایمان نزاری) است که بر تولید شیر و بهره وری گله تاثیر گذار می باشد.  اهداف این مطالعه ارزیابی نمایه های زیست شیمایی ، درجه پرواری بدن و تولید شیر در گاوهایی بوده که مبتلا به PVD شده و اثرات این ترشحات چرکی مهبلی بر روی کارآیی تولیدمثلی تاثیر گذار بوده. در این بررسی 338 گاو شیری هولشتاین  با محدوده سنی 3 تا 5 ساله متعلق به سه دامدار شیری صنعتی مورد بررسی قرار گرفته اند. نمونه های خونی در طی 25 ± 3  روز پس زایمانی  از گاوهای شیری هولشتاین گله های فوق که فاقد ترشحات چرکی مهبلی بوده(گاوهای شاهد، 242 مورد) و گاوهایی که مبتلا به PVD  بوده اند (96 مورد) بر اساس درجه تخلیه ترشحات مهبلی چرکی اخذ گردیده. درجه پرواری بدن  و تولید شیر در روز نمونه گیری ثبت می گردید. نمایه زیست شیمیایی در بر گیرنده غلظت های  آلبومین، اوره، گاما گلوتامیل ترانسفراز، کلسیم، فیبرینوژن و کلسترول بوده .در گاوهای مبتلا به PVD   هنگام مقایسه با گاوهای شاهد ، تعداد دفعات  سرویس در هر آبستنی کم بوده(p < 0.01) و تعداد روزها تا نخستین تلقیح و زمان میانه تا  آبستنی بالا بوده(p < 0.01) . تولید شیر و درجه پرواری بدن در گاوهای مبتلا به PVD  پایین تر از گروه شاهد بوده (p < 0.01) .  گاوهای مبتلا به  PVD در مقایسه با گاوها فاقد ترشحات چرکی مهبلی ، دارای سطح پایین غلظت سرمی آلبومین، اوره، کلسیم و کلسترول بوده اند و فعالیت سرمی گاماگلوتامیل ترانسفرازی و غلظت فیبرینوژنی  بالاتری داشته اند. نتایج ما نشان می دهد که گاوهای دارای ترشحات چرکی مهبلی دستخوش تغییراتی در نمایه های زیست شیمیایی شده که دارای اثرت منفی بر روی  تولید  و کارایی تولیدمثلی بوده. 

 

 


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ